محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1252

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

اعضاى تنفس خصوصا كه بعنف و دشوارى كرده شود و مفيد است بعض امراض رطوبى و بلغمى و بعض امراض صفراوى معده را و بعض امراض دماغى را نيز در حين قى بايد كه چشمهاى قىكننده را برفاده و دست‌مالى به‌بندند و بعضى كفته كه خريطه از سرمهء سوده پركرده رفادهء چشم سازند و بالاى آن پارچه بندند و بر شكم آن پارچه به‌پيچند نه بسيار ملايم نه بسيار سخت و هر دو شانهء او را شخصى از عقب باهستكى بكيرد اكر زور بسيار اورد بر رود و نيفتد و بايد كه در خلو معده قى نفرمايند خصوص محرور المزاجان ضعيف القوه و امراض حارهء حاده را و امّا بلغمى مزاجان و صاحبان امراض باردهء بلغميهء فربه را و همچنين قبل از حمام رفتن بلكه ايشان را بر خلو معده ناشتا و بعد از حمام و رياضت مفيد است و كسانى كه معتاد بقى نباشند و يا محرور المزاج باشند و قى فرمودن انها واجب و ضرور كردد بايد كه در ايشان اولا اقدام بمقيئات قويه نكنند اولا مقيئات ضعيفه دهند و اغذيه را بر ادويه و لينه را بر يابسه و متوسط را بر قويه ترجيح دهند مكر آنكه علت قوى باشد و بنيه توانا و يا آنكه اخلاط تشبث و متشرب بفم معده باشند كه در اين هنكام ادويه را بايد مقدم داشت و متوسطه را بر ضعيفه و قويه را بر متوسّطه باشد البسط و قدر ضرورت و احتياج و در هيچ حال دست از احتياط و مراعات حفظ قوت نيز نبايد كرد و راس المال را از دست نبايد داد و بايد كه پيش از قى اغذيهء محمودة الكيموس نرم منضج اخلاط مانند شلهائى كه برك ترب و شلغم و چغندر و شبت در آن پخته باشند و مغز كلهء كوسفند و ماهى شور و مانند اينها و زلاپى و حلاوى چرب شيرين بدون كلاب بخورانند و بعد از آن اندك رياضتى فرمايند مانند آنكه چند قدم راه روند تا آنچه خورده است با اخلاط موجوده در معده مختلط كردد و بايد بالاى آن آب بياشامد پس مقيئات مناسبه بخورانند و قى فرمايند تا باسانى دفع كردد بىمشقت و نيز مجارى سينه نرم كردند و هرگاه قى فرمايند بايد كه در يك روز مبالغه بسيار نفرمايند كه اخلاط بسيار دفع كردد و ضعف عارض شود بلكه بملايمت و مدارا دو روز پىدرپى فرمايند و معتادين بقى را در ماهى دو دفعه هر دفعه دو روز پىدرپى ضرور است و اكر دو دفعه اتفاق نشود يك دفعه البته و الّا بهر دو ماه و هر سه ماه و الا منجّر و آيل بامراض ميكردد و بايد كه اوقات و ايّام را در هر ماه و يا هر دو ماه مقرر ندارند كه عادت كردد بلكه بكردانند و مختلف سازند تا عادت مقرر معين نكردد و بهترين فصول در هنكام اختيارى و براى حفظ صحّت تابستان اواسط روزها است هنكام هيجان اخلاط و مواد و حتى المقدور در فصل خريف بايد كه قى نفرمايند كه مورث حمى ميكردد و بعد فراغ از قى به زودى دست و صورت او را باب نيم كرم يا باب سرد بحسب اقتضاى وقت و فصل و علت از برودت و حرارت بشويند و با پارچهء نازك ملايمى خشك نمايند و كلاب بر صورت و سينهء او بپاشند اكر صاحب نزله و صداع و سرفه نباشد زيرا كه آن باعث تحريك و تهيج آنست و اندك مصطكى و عود هندى و آب سيب و به و كلقند سكرى و دواء المسك و جوارش عود هندى و زنجبيل مربى و هليلهء مربا و الوى بخارائى و ادويهء مقويهء مناسبهء ديكر مانند هيل‌بوا نيز اكر سرفه نباشد و قاقلهء كبار و برك تانبول يا فوفل خصوصا چكنى دكنى آن و قرنفل و دارچينى و مانند اينها بحسب اقتضاى وقت و علّت مفردا و مركبا مثلا صفراوى را اشياى باردهء حامضهء مقويه از فواكه و غيرها و شم طيوب باردهء رطبه و مرطوب بلغمى را اشياى يابسهء حاره مانند عود و مصطكى و هيل‌بوا و قرنفل و دارچينى و مانند اينها از اشياى حلو و حامضه و مرطبه اجتناب نمايند خصوصا آنكه در معدهء او آنچه رسد حامض كردد يا شور و بلغم فج تفه شود تا مزيد علّت نكردد بسبب استعداد قريب و آشاميدن آب مطبوخ انيسون و زيره و يا آب مطبوخ سداب يابس و يا هر سه و امثال اينها اندكى و مضمضهء بدانها و يا به عرق رازيانه و شستن دست و رو و دهن باب كرم و خائيدن افاويه حارهء يابسهء مذكوره و بوئيدن طيوب و رياحين حاره مانند مشك و عنبر و نرجس و غيرها و استراحت و سكون و خواب فرمايند و بر پهلوهاى او روغنهاى مناسبه بمالند و استحمام بحمام ملايم فرمايند از غير توقف بسيار در آن را و اكر قىكننده مرد و مرطوب المزاج باشد در آن روز او را طعام و شراب ندهند و بضرورت بعد از سه چهار ساعت اندكى اغذيهء لطيفهء مقويه بخورانند و اكر شخصى دواى مقئ بخورد و قى نياورد اعراض هائلهء رديّهء طارى كردد به زودى او را حقنه فرمايند و ماء العسل و آب نيم كرم و روغنهاى ترياقى بخورانند و اكر وجعى و دردى در شراسيف او بديد كردد محجمه نارى بران موضع نهند و تكميد باب كرم نمايند بدين نحو كه مثانهء كوسفندى را پاك شسته آب كرم در آن پر كرده بر آن موضع بكذارند و روغنهاى ملينهء كرم مانند روغن بنفشه بادام و خيرى با اندكى موم قيروطى سازند و كرم كرده بمالند و اكر فواق عارض كردد تعطيس فرمايند او را و جرعهء آب كرم بخورانند و اكر قى بافراط اورد در تنويم او بكوشند و بازوها و رانهاى او را به‌بندند و بادكش فرمايند بر ساقهاى پاى او و باب سرد صورت او را بشويند و دست و پاى او را در آب بسيار سرد بكذارند و بر معده و كبد او روغنهاى خشبوى مقوى قابض مانند عطر صندل و عود هندى و دهن حب الاس و مصطكى و جوزبوا و اظفار الطيب و دارچينى و اشياى قابضهء عطريه مانند بادرنجبويه و قرفه و دارچينى و قاقله و پوست اترج و كشنيز خشك و صندلين و زيره و مصطكى و نعناع و سماق و زنجبيل و مانند اينها سائيده بر شكم و كبد و رودهاى او بمالند و نيز قدرى بخورانند و كلهاى خشبو ببويانند و حابسان قى بعد از اين ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و مقيئات انواعند بعضى قئ صفرا مىآورند و بعضى بلغم و بعضى سودا مقيئات الصفرا بدانكه مقيئات صفرا يا از قبيل اغذيه‌اند مانند ماء الشعير و ماء الخيار و بطيخ رسيدهء پختهء نضج يافته يعنى زرد و ترش شده و آب مطبوخ بقول لينه مانند سرمق كه اسفناج رومى است و قطف كه بهندى بهتوه نامند و اسفناج و بقلهء يمانيه و برك چغندر و مراق فراريج و ماهى تازه و احساى چرب بروغن كنجد و ترنجبين پخته و يا از قبيل ادويه است مانند سكنجبين يا ماء الشعير كه در آن لوبياى سرخ و پوست خربزه و اقماع آن جوشانيده باشند و هم‌چنين جرم خربزهء خشك كرده و فقاح آرد جو و تخم سرمق و بزر البنج و جوز كه مغز كردكان باشد و فندق و بادام و مغز خيارين و خربزه با عسل و يا شكر و مانند اينها مقيئات البلغم آن نيز يا از قبيل اغذيه‌اند مانند آب كشك كندم يا شبت و اغذيهء لطيفه و جوزيه و فجليه و طبيخ حلبه و روغن قرطم و كوامخ و ابكامه و آنچه در آن خردل و زيتون باشد و آب كرم و نمك و عسل و يا از قبيل ادويه‌اند مانند سكنجبين عسلى يا آب برك ترب و آب شبت و نمك و آب قرطم و تخم طرب و نمك هندى و خردل و كل خردل و كل خربق ابيض كه در سركه يك شب خيسانيده باشند پس براورده با آب ترب بنوشند و قدر كمى از جوز القى و فلفلى از كدوى تلخ و اين هر دو از همه اقوىاند مقيئات السّودا و آن نيز يا از قبيل اغذيه‌اند مانند مرقهء اسفيدباجات و زيرباجات و هر طعام مقطع ملطف و يا از قبيل ادويه‌اند مانند سكنجبين عسلى و ماء العسل و سركه و كبر و نبيذ شيرين و كنكرزد و ملح نفطى و تربد زرد و بوره و بحسب تراكيب اخلاط تركيب انها نمايند [ مقئ بجهة كسانى كه بعد از غذا ترش كرده و تا قى نكنند آرام نيابند ] مقئ بجهة كسانى كه هركاه